کاغــذ مچاله ای شده ام

چــسبیده به افــکار پریشان

به ناگفته های ِ ساده

پر از هیچ هایم را

کمی 

بخوان

شاید معـجزه شد ...

و من ،

من شدم !!


14 بهمن 90


+ جمعه ۱۳۹۰/۱۱/۱۴ 1:28 فاطمه کریمی |



 بخش هایی از شعرهای بلند ِ این روزهایم :

1.

" رنجیده ام "

و تو نمیدانی

این اعتراف ِ من

تا چه اندازه

طعم بغض می دهد !


2.

قدر یک پلک زدن

کنار تنهایی ام

بمان

تا شعر شود

لحظه ها !


3.

نگاه کن ،

کزکرده ام گوشه ی خیالم

و این

اتفاق عجیبی نیست

برای

باوری یخ زده
.


4.

تو

حرفی ناگفته ای را

می مانی ...

که در حجم سنگین

سه نقطه ها

پنهان کرده ام سخت !



5.

هی ذهن خسته

آرام بگیر

دارم شعر می شوم

تا صبح نشده

می روم ...

و

تمام می شوم ..!


بهمن ماه 90


http://ups.night-skin.com/up-90-12/sokoote-man.jpg

ــ نوشتن پست "سه نقطه" ،احساسی بود که همون لحظه داشتم !
و ساعتها و روزها با من بود . و شاید همین باعث شده بود که نباشم ،ننویسم !

ــ گاهی خنده هست ،گاهی نمیدونی کجایی، گاهی غم میشینه ته دلت
و گاهی عجیب ، دلت می گیره از آدم ها، و بی تفاوتی میشه تمام ِ احساست ...
من پر شده ام از این گاه های تکراری ..



+ جمعه ۱۳۹۰/۱۱/۰۷ 18:54 فاطمه کریمی |